تبليغاتX
پالاس ایرانی ، فارغ التحصیلان آموزشکده محیط زیست کرج
جمعه بیست و هفتم مهر 1386
مسابقه ی بزرگ پالاس!

مسابقه ی بزرگ پالاس


حدس بزنید جایزه بگیرید!


نام سبزی بلند بالایی که با فلش قرمز در عکس نشان داده شده است چیست؟
آیا آشپزان دانشکده از یک سبزی جدید در قورمه سبزی استفاده می کنند؟
این عکس روز 3 شنبه ی هفته ی گذشته از غذای یکی از دانشجویان دانشکده گرفته شده است.
لطفا نام سبزی و نام خودتان را در قسمت نظرات قرار دهید.

قورمه سبزی

جایزه یک پرس قورمه سبزی رایگان!


---------------------------------
در حاشیه:

اگه خدا بخواد از هفته ی جاری با یک سبک جدید مقالاتمون رو قرار میدیم.
از این به بعد با کمک استادهای دانشکده هر 2 هفته یکبار به معرفی کامل سیما, گونه ی شاخص حیات جانوری، عوامل تهدید، گونه ی شاخص حیات گیاهی و ... به اضافه ی مصاحبه با یکی از اساتید و کارکنان برنامه هامونو از سر میگیریم .
در صورتی که پیشنهاد خاصی هم دارین بگید.

+ نوشته شده در ساعت 19:17 توسط مرتضی میرزایی.
یکشنبه بیست و دوم مهر 1386
اونا اونجا‌، ما اينجا
خیلی وقت بود مطلبی به این قشنگی نخونده بودم خواهش میکنم این مقاله رو بخونید

به قلم زیبای دكتر اسماعيل كهرم:

من به دانشجويانم تذكر مي‌دهم كه آنچه كه ما در كلاس درس، آموزشگاهها، آزمايشگاه و كتابخانه مي‌آموزيم فقط يك روي سكه است و با تمام اهميتي كه دارند همه داستان نيستند.

كار در طبيعت و گشتن در پهنه‌هاي طبيعي و بسر بردن در آنها چيزهايي به ما مي‌آموزند كه در هيچ كتابي نيست  يا لااقل قابل لمس نيستند. همه ما مي‌دانيم كه نبايد زباله خودمان را در محيط‌هاي طبيعي رها كنيم. بيابان‌ها زباله‌داني نيستند ولي با وجود اين آگاهي يكشب كه در يكي از جزاير درياچه اروميه چادر زده بوديم قوطي‌هاي خالي كنسرو را در محلي ابناشتيم تا فردا با خود به شهر ببريم. صبح زود كه براي برچيدن چادرها دست به كار شديم حدود 50 عقرب درشت را كه در داخل اين قوطي‌ها ميلوليدند ما را متوجه بي‌دقتيمان كرد. اين منظره هيچگاه از ذهن ما خارج نخواهد شد در حالي كه مطلب مندرج در كتاب، اگر اثر داشت ما اين اشتباه را مرتكب نمي‌شديم.

در جزيره مارو يا شيدور در مجاورت لاوان دايره بسته‌اي از پرستوهاي دريايي، ماهي به عنوان غذا و مارهاي جعفري باريك و كوتاه و خيلي سمي وجود دارد. پرستوهاي دريايي از ماهي استفاده مي‌كنند، تخم مي‌گذارند و اين تخم‌ها و جوجه آنها به تغذيه مارها مي‌رسند.همين رها كردن پوست خيار زير آفتاب و حرارت بالاي جزيره به نظر امر مهمي نمي‌آيد ولي اشتباه همين جا بود. چون به علت كمبود آب شيرين ، رطوبت پوست خيار و پوست ساير ميوه‌ها موجب جلب مارها شد.اين مارها تا 2 متري كيسه خواب ما پيش آمدند. مارها و عقرب‌ها دوست دارند زير كيسه خواب يا داخل چادر بروند. شب‌ها كه هوا سرد مي‌شود، بدنشان نياز به گرما دارد و روزها كه خيلي گرم مي‌شود به سايه چادر و كيسه خواب پناه مي‌برند.بنابراين رها كردن هرگونه موادغذايي در اطراف محل كمپ فرستادن كارت دعوت براي خزندگان و گزندگان است. درس‌هايي كه انسان از طبيعت مي‌گيرد آني، فوري و گاه آخرين اشتباه انسان است. آخرين اشتباه براي خود آدم  يا موجود ديگر.تخمين زده مي‌شود كه بيش از نيمي از آتش‌سوزي‌هايي كه جنگل‌ها را خاكستر مي‌كند به دست انسان آغاز مي‌شود ولي آنها شهامت اقرار آن را ندارند. تاثير كارهاي ما در طبيعت  يا دستكاري‌هاي ما هميشه تاثير پردامنه و وسيع نيست و گاه تاثير كوچك و عميق است مثل يك زخم دشنه كه تا مغز استخوان مي‌نشيند.

در يك ظهر تابستان گروه كوچك ما در گوشه‌اي از دشت وسيع حوالي نيريز متوقف شد، تا ناهار صرف كنيم.راننده از فرصت (سوء) استفاده كرد و روغن ماشين خود را عوض كرد. يك حوضچه كوچك از روغن روي زمين ايجاد شد. يكي از بچه‌ها به راننده  اعتراض كرد و راننده با بي‌اعتنايي گفت: توي اين دشت وسيع چه تاثيري بر محيط زيست  مي‌تواند داشته باشد.صحبت او تمام نشده بود كه يك سنجاقك زيباي هزار رنگ بر فراز اين حوضچه فنجان مانند روغن هويدا شد، مدتي بال زد و با سر خود را به آن زد!! امواج ماوراي بنفشي كه از اين روغن منعكس شده بود، مانند آب، در آن دشت تشنه سنجاقك را به طرف خود كشيد و با ديدن عكس خود در روغن، خود را به آب (يا روغن در اصل) زد.سكوت پرمعناي بين ما،  هنگامي كه سنجاقك يكپارچه پوشيده از روغن سياه كشنده شده بود، گوياتر از هر حرف و نامه و كتابي بود. اين واقعه زخمي عميق در ذهن ما ايجاد كرده كه هرچند باري واقعه مشابهي نمكي بر آن  است.

شهريور ماه در اغلب نقاط ايران ماه بخصوصي است. گرماي تابستان هنوز به كل از بين نرفته ولي بعضي از روزها حتي گرمتر از روزهاي مرداد ماه است. سال 1373 روز 9 شهريور يكي از آن روزهاي گرم و داغ بود كه از آسمان آتش مي‌ريخت. بيابان‌هاي اطراف بافق استان يزد تبديل به تنور سوزاني شده بودكه براي ساكنين آن مشاهده باغ‌هاي سرسبز دور دست در اطراف شهر، بسيار دلپذير مي‌نمود و يك مادر و 3 فرزندش به فكر پناه گرفتن در زير سايه درختان به باغ‌ها نزديك شدند.توله‌ها 5ماهه بودند و هنوز در كنار مادر خود بودند. به نزديكي باغ كه رسيدند دست‌هاي مهربان باچماق در انتظار آنان بود. جنگ يكطرفه اين قهرمان پوشالي با حيوانات خوفناك و خونريز آغاز شده بود چه شجاعانه!
يوزپلنگ با جثه 40كيلويي هيچگاه براي انسان‌ها خطر ساز نبوده‌اند. لذا از  اين خانواده 4نفره كه با دست قهرآلود اين ناجوانمرد قلع و قمع شدند فقط يك توله باقي ماند و مادر متواري شد. آنچه من ميل دارم از اين بي‌فرهنگ بپرسم آن‌ است كه چرا؟ چگونه آن همه زيبايي را در نگاه‌هاي بچه و مادر نديد و دست به اين كار زد. اين چه تربيتي است و چه فرهنگي كه به محض آنكه يك عده جانور را مي‌بينند اولين فكري كه بر ذهن آنها مي‌آيد كشتار است.نگاه كردن اين خانواده شما را به ياد عظمت دستگاه خلقت نمي‌اندازد؟ چه چيز موجب مي‌شود كه از آن همه زيبايي با ضربات چوب و چماق، خون، اندام شكسته و زشتي مرگ را خلق كنيم؟ وقتي يك خبرنگار خارجي آزار و اذيت به حيوانات را به عنوان «خرده فرهنگ» خواند من به شدت ناراحت شدم و يادآوري كردم كه در انگلستان يك انجمن سلطنتي براي جلوگيري از آزار به حيوانات به وجود آمده و هر ساله مواردي را به دادگاه‌ها مي‌رسانند كه روي سرباز يوزپلنگ كش ما را سفيد مي‌كند.مثلا چند قلاده سگ را در محلي نگهداري مي كردند تا از گرسنگي مردند و آنها كه زنده مانده بودند  از آنان تغذيه مي‌كردند و از اين قبيل موارد فراوان اتفاق مي‌افتد. در همين منطقه بافق 2سال پيش بازهم يك چوپان 3 بچه يوز پلنگ را به خيال آنكه بچه گرگ هستند با دود خفه كرد! اينها در صورتي است كه برخي از كارشناسان تعداد يوز‌هاي ايران را 45 راس تخمين مي‌زنند!

من گاه فكر مي‌كنم كه انرژي و نيروي ما در زمينه آموزش محيط زيست به هدر رفته، شايد نشانه گيري ما از ابتدا اشتباه بوده. اگر شما در خيابان‌هاي تهران ، تبريز، شيراز... از مردم بپرسيد كه اهميت مثلا يوزپلنگ يا گرگ چيست پاسخ‌ها دلگرم كننده هستند و به خصوص محصلان و دانشجويان تعاريف خوبي از اهميت موجودات وحشي ارائه مي‌دهند ولي مردمي كه مثلا در بافق يزد يا در منطقه كالمند و بهادران زندگي مي‌كنند هيچ اطلاعي در مورد اهميت اين جانوران ندارند  و چه سهل‌ است كه  كماكان در فكر آنها پلنگ خون‌خوار است و گرگ درنده‌ مردم و يوز قطعا موجودي است كه قبل از آسيب رسانيدن به انسان بايد او را كشت. يعني آنها كه بايد ارزش جانوران را بدانند. هيچ اطلاعي از آن ندارند.

اين امر يعني گم كردن هدف. زمان آن فرا‌رسيده كه مطالب مربوط به محيط زيست طبيعي در كتاب‌هاي درسي گنجانده شود. اگر اين طور بود آن سرباز حتما آن را خوانده بود.لازم نيست كه در كتاب‌هاي درسي شعر معروف سعدي بزرگوار را بگنجانيم كه فرموده:

 «يكي بچه گرگ مي‌پروريد   -    چو پرورده شد خواجه را بردريد»

هيچ كس توصيه نمي‌كند بچه گرگ را بپروريد درست برعكس گرگ بايد در پهنه حيات وحش نقش خود را بازي كند و نيازي به پرورش و نگهداري گرگ نيست و حتي بايد از او حذر كنيم و اگر با او مواجه شويم سعي كنيم بگذاريم به راه خود برود و ما به راه خود.مهم آن است كه در پهنه پيشرفت‌هاي اقتصادي و صنعتي خود فضاهايي را براي حيات وحش بگذاريم تا آنها هم به حيات مفيد خود ادامه دهند؟

روزي در نزديكي گرمبيد از يك دختربچه بلوچ با لباس‌هاي بسيار زيباي رنگارنگ پرسيدم گاندو (كروكوديل) ديده‌اي؟ با لهجه بسيار شيرين گفت: بله. گفتم كجا هستند؟ كمي فكر كرد و گفت: اونا اونجا، ما اينجا. عجب حرفي، اين خلاصه فلسفه حفاظت از حيات وحش است كه ما در آرزوي آنيم.

«اونا اونجا‌، ما اينجا.»

+ نوشته شده در ساعت 18:55 توسط مرتضی میرزایی.
یکشنبه بیست و دوم مهر 1386
مرگ دلفین ها ضرری جبران ناپذیر.

چند روز پیش توی روزنامه خوندم که مدیر کل محیط زیست هرمزگان میزان ضرر و زیان ناشی از تلفات دلفین ها را حدود 3 میلیار ریال بیان فرمودند بعد با خودم فکر کردم پارسال همین موقع ها یا یک کم دیرتر بود که توی کرج یک راننده فقط به خاطر 25 هزار تومان یک جوان تقریباً 30 ساله را کشته بود یعنی به عبارتی این پول می شه 12000برابر پولی که به خاطرش یک آدم کشته شده واقعاً دنیای عجیبی شده.

در همین راستا ایشان علت مرگ دلفین ها را در بررسی های اولیه به عبارت زیر دانستند:

آلودگی مواد نفتی در خلیج فارس و آلودگی های صنعتی (اتفاقاً همین چند روز پیش بود که یک چیزی تو همین مایه ها درعسلویه زدند...)وجود بندر گاه ها، اسکله های متعدد (بابا چرا نمی دونی نفت الآن بشکه ای 80 دلاره)تخلیه فاضلاب و زباله شناور (ای وای خسته شدیم بس که گفتیم شهر ما خانه ی ما ساحل ما حیاط خانه ی ما) تغییرات شدید اقلیمی و بروز خشکسالی و دیگر عوامل طبیعی (مثلاً یکیش اثر اینترنت بر روی خودکشی های دسته جمعی) موجب می شود پارامتر های فیزیکی ،شیمیایی و سلامت و کیفیت کحیط زیست دریایی دستخوش تغییرات شود و منجر به تلفات شود. خوبه توی هیچ کدام از این عوامل محیط زیست و سازمان هیچ نقشی نداشته اند تقصیر دلفین ها بود نباید می آمدند تو ساحل حالا باید تمام خسارات وارده را بیایند و پرداخت کنند!!؟ و تقریباً آخرین سخن ایشان هم این گونه بود که: با توجه به وضعیت دریا و جریانات فصلی احتمالاً تعدادی از لاشه ها به وسیله ی جذر و مد دوباره از دریا به ساحل برگشت داده می شوند از ساحل نشینان و صیادان درخواست می شود در صورت مشاهده این لاشه ها سازمان ر مطلع کنند.( تا حداقل بیایندلاشه ها شونو جمع کنند !! ... مثل این پلیس های توی فیلم که همیشه دیر می رسه و باید لاشه ها را جمع کند.)

 

 

واقعاً خیلی جالبه چقدر راحت از مقابل موضوعی به این مهمی می گذریم نه تنها روزنامه ها بلکه حتی تلویزیون که بهترین رسانه برای ترغیب مردم به دوستی با طبیعت است نیز خبر چندانی در این مورد پخش نکرد.حالا اگه شماره ی پای یک بازیکن (خارجی و ایرانیش فرقی نمی کنه) یک کمی این طرف و اون طرف بشه فقط چندین روز توی تلویزیون پخش میکند و همه ی روزنامه ها تیتر اول می زنند. برنامه ی 90 در مورد آن بحث کارشناسی می کنند علت و عوامل تغییر شماره ی پای این بازیکن و دنبال مقصر حادثه می گردند.       اما الان حدود 300 میلیون تومان پل به هدر رفته و کسی هم به کسی نیست. دریغ از یک جمله . تاکید می کنم خیلی راحت به هدر می ره و نابود می شه اون وقت آقایون از این خوشحالند که آره رفتیم زدیم توی دهنه آمریکا !!!

بابا اگر شما بلدید کاری را درست کنید بیایید به داد همین جا برسید . مطمئناً ما ناجی بقیه نیستیم ما گلیم خودمونو از آب بکشیم بیرون چشم هاتونو باز کنید بهتره.

جوردیگر باید دید.                                                                                                               واقعاً توی این اتفاق دردناک چه کسی مقصر است؟

 ای کاش اینجا هم یکی مثل امیر قلع نویی بود. ای کاش همه شجاعت و جرئت او را داشتند با اینکه استعفا نداد ولی از حقیقت فرار نکرد.

   نوشته ی خانم معصومعه کچویی

 

+ نوشته شده در ساعت 7:11 توسط حوری انصاری.
شنبه بیست و یکم مهر 1386
سری مقالات برتر آموزشکده محیط زیست ( کفتار )
شماره: ۶کفتار

موضوع:کفتار

محقق:آقای صالح محمودی

 برای بارگذاری اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده در ساعت 15:59 توسط مرتضی میرزایی.
شنبه بیست و یکم مهر 1386
خاک

بني آدم سرشت از خاک دارند
اگر خاکي نباشد آدمي نيست


آفريدگار هستي آدم را از خاک آفريد.شايد بر پايه ي همين انديشه است که مردمان ايران زمين همواره خاک را گرامي داشته اند.انديشيدن به دنيايي بدون خاک ناشدني است.زيرا گياهان و جانوران و سرانجام انسانها را به نيستي مي کشاند.
خاک ترکيب پيچيده ايي از ماده هاي بيوژئوشيميايي است که گياهان در آن امکان رشد و نمو مي يابند.
خاک ها اکوسيستم به شمار ميروند وبرخي از مهمترين فرايندهاي خاک منشاء بيولوژي دارند.
خاک سيستمي است که از 3 بخش جامد، مايع وگاز تشکيل شده که اين 3 بخش در تماس نزديک بايکديگرند.
بخش مايع ويا آب خاک محلالي است که در آن بسياري از واکنش ها صورت گرفته و آب و ماده هاي غذايي حل شده را براي گياهان و ميکرو ارگانيسم ها تأمين ميکند.
اگر گودالي به عمق 2 متر در خاک حفر کنيم خواهيم ديد سطحي که نمايان ميگردد از لايه هاي مختلفي مرکب است هر چه تکامل خاک بيشتر باشد اين لايه ها به وضوح بيشتري رؤيت ميشود(خاک 3 بعدي ). در ژرفاي زير سطح، خاک به ماده هاي غير خاک تبديل ميگردد. که اين ممکن است تدريجي يا ناگهاني صورت گيرد.
خاکشناسان ، خاک سه بعدي را پدون مينامند.سطح اين خاک1 متر مربع و ژرفاي آن  1/5 متر است.اين کوچکترين اندازه ايي است که يک پدون ميتواند داشته باشد.(در واقع پدون کوچکترين حجم ذرات طبيعي است.) بخش بالايي پدون که بيشتر تحت تأثير بارندگي، ريشه ي گياه و ميکروارگانيسم هاست خاک فعال0 ناميده ميشود.بخشي که زير خاک فعال است معمولا ماده هاي مادري نام دارد که خاک فعال از آن به وجود مي آيد.
خاک در ژرفاي خود يکنواخت نبوده بلکه از لايه هاي مختلفي به نام افق(horizon) تشکيل شده است.
در سطح خاک معمولا يک افق A يا بيشتر و داراي فعاليت بيولوژيکي زياد وجود دارد که در آن هوموس انباشته شده و به خاک رنگي تيره ميدهد.
افقهاي اصلي با حرفهاي A,E,B,C و  R نشان داده ميشود.
O:لايه هاي سطحي که بيشتر از ماده هاي آلي تشکيل شده است.
A:افقهاي کاني که در سطح يا زير افق O تشکيل شده و ماده هاي آلي تجزيه شده در آن وجود دارد و منطقه ي آبشويي نيز هست.
E: افق کاني که ويژگي اصلي آن تهي بودن از سيليکاتها ي رسي ،آهن و يا آلومينيوم است در حالي که ذره هاي پايدار شن و سيلت در آن باقي مي مانند.
B:افق هايي که زير A, E و O تشکيل شده و ساختمان نخستين سنگ در آن ديده نميشود.ليکن سيليکاتهاي رسي،آهن ،آلومينيوم،هوموس،کربنات،گچ و يا سليس در آن انباشته ميشود.
C: شامل افقهايي است که کمتر زير نفوذ هوازدگي قرار گرفته و سنگ هاي سخت بستر را در بر نميگيرد
R:سنگهاي سخت مانند بازالت و گرانيت وماسه سنگ.

ویژگی خاصی وجود نداردکه همه ی خاکها را از همه ی سنگ ها متمایز کند.
چیزی که خاک را از سنگ، خاک را از ماده های مادری ، یا ماده های غیرخاکی متمایز میکند یکسری فرآیندها و عامل هایی است که خاک را بوجود می آورند.
سنگهای آذرین از سرد شدن ماگما ی داغ مایع بدست می آیند و سنگهای رسوبی هنگامی که رسوبها زیر فشار قرار گرفته و یکپارچه شوند به وجود می آید. سنگهای دگرگونی نیز در نتیجه ی فشار و گرمای زیادی که بر روی سنگهای آذرین و رسوبی وارد می آید حاصل می شوند.
تشکیل خاک بر اثر پدیده ی هوادیدگی این سنگها و ترکیبی از دیگر فرآیندهای شیمیایی، فیزیکی و بیولوژیک است.
5 عامل خاک ساز:

(S=ƒ(ρM , C , R , B , T


ρ=ماده ی مادری
C= عامل های اقلیمی
R=پستی و بلندی
B=جانداران
T=زمان

با تشکر از خانم حمیدی راد برای تهیه ی این مقاله

+ نوشته شده در ساعت 13:25 توسط مرتضی میرزایی.
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386
نوبل محیط زیست!

نوبل محیط زیست!؟
جلل خالق من که تا حالا نشنیده بودم!
به گزارش همشهری امسال 181 نفر از فعالان مقابله با پدیده تغییرات جوی آب و هوایی برای دریافت جایزه ی نوبل نامزد شدند.
پیش بینی میشه ال گور معاون سابق رئیس جمهور آمریکا به خاطر چاپ كتابش و ساخت مستند برنده جايزه اسكار خود براي افزايش آگاهي‌ها درباره پديده جهاني گرم شدن تدريجي زمين بیشترین شانس را داشته باشه.
در کل نام برنده اين جايزه  روز جمعه 12 اكتبر در اسلو اعلام خواهد شد.

--------------------------------------------
در حاشیه:

*یکی از این دانشجوهای محیط زیست هم تازگی یه وبلاگ با نام پلنگ صورتی (!) راه انداخته (البته بصورت ناشناس)و از من هم خواسته که براش تبلیغ کنم. امیدوارم دیگه راضی شده باشه!

+ نوشته شده در ساعت 21:54 توسط مرتضی میرزایی.
دوشنبه شانزدهم مهر 1386
آخرین آمار از تعداد مناطق حفاظت شده به تفکیک کشور
این منبع رو دکتر میگونی اعلام کرده و توصیه کرد بچه ها حتما بخوننش.

 این منبع به زبان شیرین انگلیسیه ولی بصورت جدول و فوق العاده مفید.

برای بارگذاری فایل اینجا کلیک کنید.

 

+ نوشته شده در ساعت 21:53 توسط مرتضی میرزایی.
دوشنبه شانزدهم مهر 1386
عکس منتخب

قبل اینکه عکس رو ببینید توجه کنید که:

۱.این عکس رو در پارک ملی کویر با گوشی خودم گرفتم.

۲.جفتشون پسرن و یه موقع فکر اشتباه بسرتون نزنه!

 

برای دیدن عکس روی ادامه ی مطلب کلیک کنید


تمام دوستانی که عکس قشنگی از طبیعت دارن به ای-میل من سند کنن تا با نام خودشون تو وبلاگ بذارم.


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در ساعت 21:42 توسط مرتضی میرزایی.
دوشنبه شانزدهم مهر 1386
سایتwww.coe.ac.irیک سایت پیشرفته نفتی

امروزه که عصر، عصر فراصنعته و تمامی سایتها مطالب به روز عرضه می کنند این سایت مطالب جدید که عرضه نمی کنه هیچ مطالب عهد دقیانوسشو هم از روی سایت بر نمیداره بعد از گذشت یک سال هنوزام که هنوزه نمرات ترم اول بر روی این سایت خود نمایی می کنه.احسنت به این همه مطالب به روز  (این آموزشکده مثل چاله اسکندرون میمونه افتادی توش دیگه تمومه)

+ نوشته شده در ساعت 13:0 توسط بهروز باقری.
یکشنبه پانزدهم مهر 1386
اولین برف پایتخت!

چه لذتی داره وقتی اولین دونه ی برف رو صورتت میشینه!
اولین بارون تهران هم در آخرین دقایقش تبدیل به برف شد. میدان هفت تیر بودم و داشت اذان میگفت که اولین برف امسال هم شروع شد با اینکه آبکی بود ولی منظره ی پایین اومدن دونه ها ی برف در زیر نور زرد تیرهای چراغ برق , خیلی از مردم رو وادار کرد که وایسن و به این منظره نگاه کنن! منظره ایی که من خودم خیلی وقت بود دلم واسش تنگ شده بود.
با اینکه اولین بارون تهران در پائیز بود و خیلی جالب بود که انقدر زود تو تهران برف بیاد.
یادمون باشه همیشه خدا رو شکر کنیم بخاطر اینهمه نعمت قشنگش!

-------------------------------------
در حاشیه:

 * بالاخره 2 نفر اومدن که تو وبلاگ عضو شن. و احتمالا نویسنده های وبلاگ به 5 نفر میرسه ولی هنوز ثبت نام میکنیم.
 * راستی کسایی که میگین وبلاگ دیگه مسخره شده! چرا خبر نمیذارین؟ بخدا اگه خبر مهمی بشه مینیویسیم فعلا (بهتر بگم خوشبختانه چون تجربه نشون داده هر اتفاقی افتاده بد بوده نه خوب!) خبری نیست.
 * یه اعتراض هم از طرف یکی از بچه ها: کسی نیست بگه چرا سایت دانشکده هنوز نمره های ترم دی سال پیش رو گذاشته و نمره های ترم 2 (خرداد ) رو تو سایت نمیذاره؟ -اینم حرفیه!-

+ نوشته شده در ساعت 22:5 توسط مرتضی میرزایی.
جمعه سیزدهم مهر 1386
پالاس به همکاری هایش با آژانس ادامه میدهد!

يك شنبه گذشته در پي بازرسي ناگهاني بازرسان آژانس از وبلاگ و يافته شدن عنصر راديو اكتيويته(!) "رسمي" در نام وبلاگ ، وبلاگ در خطر تعطيلي قرار گرفت.دانشمندان هسته ايي ما وجود هر گونه آلودگي را تكذيب كردند و اعلام كردند اين واژه بصورت كاملا سهوي در قسمت نام وبلاگ قرار گرفته و اين وبلاگ هيچ برنامه ايي براي ساخت بمب هسته ايي ندارد!
در پي اعلام ، يافته شدن عنصر جديد " اسمش رو نبر" ، رسانه هاي خارجي مانور تبليغاتي بزرگي را بر عليه ما ترتيب دادند. براي مثال شبكه ي تلويزيوني Amouzeshkade TV اعلام كرد:
"كشف عنصر "اسمش رو نبر" بدست دانشمندان پالاس ميتواند زمينه ساز ساخت ، نسل سوم بمب هاي هسته ايي باشد!"
همچنين گروه 1+12 در بيانيه ايي اعلام كرد "وبلاگ بايد هر چه سريعتر تعطيل شود و عنصر جديد الكشف " اسمش رو نبر" براي تحقيقات بيشتر بين ما تقسيم شود!"
بهمين دليل پرونده ي پالاس به شوراي امنيت انتقال يافت و ساعت 5 بعد از ظهر در جلسه ي بين رئيس شوراي امنيت و مديريت  پالاس تمامي مسايل مطرح و بررسي شد.
رئيس شوراي امنيت در پايان جلسه كه با حضور معاونت محترم شورا نيز همراه بود، بيانيه ايي بصورت زير صادر كرد:
1.مديريت وبلاگ بايد تمامي سعي خود را براي پاكسازي وبلاگ از عنصر "اسمش رو نبر" انجام دهد.
2.از اين پس وبلاگ بايد در چارچوب قوانين آژانس كار كند.
3.با تقاضاي مدير وبلاگ كه درخواست يك برد اختصاصي را كرده بود ، موافقت ميشود.
4.فعاليتهايي كه در باره ي اعضاي آژانس است بايد پس از تأييد توسط رياست يا معاونت انجام شود.
5. و مهمتر از همه اينكه:

انرژي هسته ايي حق مسلم وبلاگ نويسان است!


--------------------------------------------------
خارج از شوخي:

اين وبلاگ از "وبلاگ رسمي دانشجويان محيط زيست كرج" به "وبلاگ مستقل دانشجويان محيط زيست كرج" تغيير نام داده است. لذا از تمامي دوستاني كه به ما لينك داده اند خواهشمندم در صورتيكه از واژه ي "رسمي" در عنوان لينك به  ما استفاده كرده اند اين واژه را حذف كنند.البته به كساني كه ميدونستم ، از طريق ميل يا كامنت خبر دادم ولي اگه به كسي اطلاع ندادم خواهش ميكنم هر چه سريعتر اين واژه رو حذف كنه.

 از رياست محترم آموزشكده جناب آقاي دكتر زارع مايوان
معاونت محترم جناب آقاي مهندس حشمتي
و مسئولين محترم حراست را كه كمال همكاري را براي سرپا ماندن وبلاگ انجام دادند تشكر ميكنم.

----------------------------------------------
در حاشيه:

*اولين جلسه ي نشريه ي دانشجويي دانشكده با نام ترنم باران ، در ترم جديد هم تشكيل شد كه اميد وارم موفق باشند.
*خدايي اين بچه هاي 86 خيلي انرژي دارن.از الان تحقيق هاشون رو شروع كردن! وقتي تو سايت دانشكده قدم ميزدم بچه هاي خودمون تو وبلاگهاي جك و اس ام اس ببخشيد پيامك! پرسه ميزدن و اين 86 ايي هاي كنجكاو تو سايت سازمان( كه البته هيچي هم توش پيدا نميشه!) پرسه ميزدن. وقتي از اين انرژي مضاعف مطمئن شدم ، كه 3 شنبه وقتي داشتيم واليبال بازي ميكرديم دختراشون اومدن توپ رو از ما بگيرن بازي كنن كه ما نداديم! ولي جالب اينكه رفتن بيرون توپ فوتبال خريدن و پشت ساختمون شروع به بازي كردن! حداكثر انرژي كه دخترهاي ورودي ما صرف ميكردن اين بود كه تو كتابخونه دور هم جمع شن از لباس دختر دايي شون توي عروسي دختر خاله اشون تعريف كنن!

+ نوشته شده در ساعت 12:1 توسط مرتضی میرزایی.
پنجشنبه دوازدهم مهر 1386
سری مقالات برتر آموزشکده محیط زیست کرج ( کاراکال )
شماره: ۵ کاراکال

موضوع: کاراکال

محقق: خانم ف.نظری

 بارگذاری بر روی سیستم

+ نوشته شده در ساعت 12:45 توسط مرتضی میرزایی.
پنجشنبه دوازدهم مهر 1386
پاسخ به کامنتهای شما عزیزان
*آقا يا خانم 1 كه گفتي از بچه هاي 84 هستي خوشحالم كه از مطالبمون خوشت اومده ولي مطمئن باش هنوز دير نشده.


*آقا يا خانم ... لطف كن دفعه ي بعد كه خواستي كامنت بذاري بيشتر توضيح بدي كودوم طرح خوب بود كودوم بد؟ اصلا كودوم طرح؟


*آقا يا خانم الف ميم ، بهتره اينو به بچه هاي شورا بگي حداكثر كاري كه از دست ما برميومد در همين حد بود.

با تشکر از تمام دوستانی که لطف میکنن و نظر میذارن.

+ نوشته شده در ساعت 12:20 توسط مرتضی میرزایی.
چهارشنبه یازدهم مهر 1386
به نظر شما تفاوت یوزپلنگ و پلنگ در چیست ؟

سلامی گرم به شما عزیزان و همراهان صمیمی

 

راستش رو بخواید از وقتی ، مطلبی که درباره دلفین ها نوشتم مورد بازخواست قرار گرفت و مرتضی رو مجبور کردند که اون مطلب رو پاک کنه و  دیگه اجازه نوشتن  مطالب تند رو بهمون ندادند و اگه تکرار بشه از دانشگاه اخراجمون می کنند . خواستم برای همیشه دیگه تو این وبلاگ مطلبی ننویسم ولی دیشب با خودم فکر کردم من که چیز بدی ننوشتم جز واقعیت ، پس نباید ترسی داشته باشم .به قول معروف سر بی گناه پای دار میره ولی بالای دار نمیره. پس سعی خودمو دو چندان می کنم که به اوج برسم تا

بتونم تمام ...  ولش کن بازم داره تند میشه .

یه مطلب خوب درباره یوزپلنگ نوشتم که پیشنهاد می کنم حتما بخونید.

 

 

 


 

به نظر شما تفاوت یوزپلنگ و پلنگ در چیست ؟

 

 

یوز (یوزپلنگ) یکی از باشکوه ترین و خارق العاده ترین مخلوقات خداوند است که از خانواده گربه سانان بشمار می رود. وجود دست وپایی بلند ، بدنی کشیده و باریک و سینه ای فراخ آنها را تا حدود زیادی به سگ های تازی شبیه کرده است اما بر خلاف سگ سانان یوزها دارای سری کوچک و گرد ، پوزه ای کوتاه و گوشهایی کوچک هستند . رنگ بدن یوز نخودی رنگ است که با خالهای ریز و درشت پوشیده شده است .بسیاری از مردم آنها را با پلنگ اشتباه می گیرند اما تفاوت بارز این دو حیوان در شکل خال هاست . در یوزها خالها تو پر و گرد بوده در حالی که در پلنگ  خال های بدن درشت و تو خالی و به شکل گل است. یکی دیگر از ویژگی های بارز ظاهری یوز وجود نوار سیاه رنگی است که در ناحیه صورت از گوشه چشم به گوشه دهان امتداد پیدا کرده است که به آن خط اشکی می گویند .

یوزها قهرمانان سرعت در میان حیوانات هستند . بدن بلند و کشیده ، ستون فقرات انعطاف پذیر ،کبد وقلب بزرگ و ظرفیت زیاد شش ها این امکان را به یوزها می دهد تا ظرفیت مدت بسیار کوتاهی سرعت خود را به 110 کیلو متر در ساعت برسانند.

زیستگاه اصلی یوز در دشت های باز و تپه ماهورهای واقع در مناطق استپی و بیابانی است . غذای اصلی  این حیوان را آهو ، جبیر، قوچ ، میش ، کل و بز و خرگوش تشکیل می دهد که امروزه جمعیت آنها نیز به شدت در حال کاهش است .

برخلاف تصور اکثر مردم ، یوزها حیوانات آرامی هستند و هرگز به دامهای اهلی حمله نمی کنند . اما یوز آسیایی با پسر عموی خود در دشت ها و ساواناهای آفریقای متفاوت است و متاسفانه کمتر از یوز آفریقایی  به آن توجه شده است.

 

 

 یوز پلنگ

 

 

 

 

 

پلنگ

 

 

 

وجدان منعکس کننده ی  صدای خداوند است

 

با تشکر : بابک بهمن خواه

 

 

                                                                                          ادامه دارد...

+ نوشته شده در ساعت 20:3 توسط بابک بهمن خواه.
یکشنبه هشتم مهر 1386
و شما خواهرم!

 اینم فقط بخاطر درخواست یکی از بچه ها

+ نوشته شده در ساعت 21:38 توسط مرتضی میرزایی.
یکشنبه هشتم مهر 1386
هشتاد و ششی بپا سر نخوری!

حالا خوبه درس ما ۲ سال بیشتر طول نمیکشه!

+ نوشته شده در ساعت 5:35 توسط مرتضی میرزایی.
جمعه ششم مهر 1386
عکس منتخب

عکس اين هفته رو من خودم با گوشيم از جاده ي سياهرود استان گيلان گرفتم.

نام عکس این هفته:

زندگی

 

برای دیدن عکس روی ادامه ی مطلب کلیک کنید


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در ساعت 10:35 توسط مرتضی میرزایی.
پنجشنبه پنجم مهر 1386
در باب گروه گروهی!

طبق درخواست آقا مهدي قول داده بودم در مورد اهداف گروه وبلاگنويسان محيط زيستي كه چند هفته است كه راه افتاده توضيح بدم.
فعلا تنها هدف دور هم جمع كردن وبلاگنويسان محيط زيستيه.  ببينيد ، ما تا نتونيم با هم باشيم نميتونيم براي كارهاي بزرگ برنامه ريزي كنيم. تو پست اول كه در مورد گروه نوشته بودم 30 مرداد رو مثال زدم. با اينكه اسم وبلاگي كه اين حركت رو طرح ريزي كرد يادم نيست ولي يادمه كه تو همه ي وبلاگها كامنت گذاشته بود اگه اين گروه هر چي زودتر قوي بشه اونوقت ديگه هيچ كودوم از ما لازم نيست انقدر وقت صرف كنيم.
بد ميگم بگو بد ميگي!
بايد به اين نكته توجه كنيم تا اطلاعات وجود نداشته باشه برنامه ريزي هم معنا نداره!
يا همين مقاله ي جديد جناب درويش كه گفت 6000 وبلاگ از محيط زيست مينويسن! فكر ش بكنيد 6000 نفر چه كارا كه نميتونن بكنن! پس بيايد با هم يكي بشيم تا بتونيم راهت تر براي كارهاي بزرگ برنامه ريزي كنيم.

هر كدوم از دوستان كه به عضويت در گروه وبلاگنويسان علاقمندند تو قسمت كامنتها اي ميلشون (ترجيحا جي ميل) رو بذارن تا واسشون دعوتنامه بفرستم.

------------------------------------------

درحاشیه:

حتما این پست سرباز زمین رو بخونید:2 خبر ناگوار

+ نوشته شده در ساعت 13:16 توسط مرتضی میرزایی.
پنجشنبه پنجم مهر 1386
سری مقالات برتر آموزشکده محیط زیست کرج (فک دریای خزر )
شماره: ۴

فک دریای خزرموضوع: فک دریای خزر

محقق: خانم س.ساسانی

بارگذاری بر روی سیستم

+ نوشته شده در ساعت 12:5 توسط مرتضی میرزایی.
چهارشنبه چهارم مهر 1386
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد!

امروز لوله ي توپم به سمت بچه هاي دانشكده ي خودمونه!
خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي بي معرفت هستين!
چرا؟
چرا نداره خدايي چند تا از بچه ها ميان و مطالب ما رو ميخونن؟ خيلي واسم جالب بود، چند روز پيش يكي از نزديكترين دوستام گفت وقتي داشتم در مورد يه كلمه ي محيط زيستي تو گوگل سرچ ميكردم وبلاگ تو رو صفحه ي اول اورد! در حالي كه من تا حالا 146547477542329 دفعه بهش گفتم بيا تو وبلاگ مطالبمون رو بخون ولي نيومده بود!
و خيلي ديگه از بچه ها كه اين اتفاق واسشون افتاده بود و تازه تعجب كرده بودن و به من ميگفتن فكر ميكردم وبلاگتون در پيتي يه!
اين همه مطلب علمي، خبري  تو وبلاگ هست اونوقت تو ميري ويكي پديا؟ آخه خوشگل ويكي پديا ميخواد مطلب هاي ما رو بذار تو سايتش ما اجازه نميديم(خوابش رو ببينم!)
بيايد بخونيد و نظر بديد. به خدا هر يه نظره كوتاهه شما يه دنيا اميده واسه ما.

+ نوشته شده در ساعت 20:13 توسط مرتضی میرزایی.
چهارشنبه چهارم مهر 1386
چهار گانه ی ایران

می خواستم اولین منطقه ای را که به شما معرفی کنم پارک ملی گلستان باشد چرا که اولین پارک ملی ایران است ولی بعد یکی از بچه های گروه  آگهی رسمی مصوبه ی شماره ی 260 شورای عالی حفاظت محیط زیست را بهم داد تا اولین منطقه ای را که می نویسم تازه باشد. 

 

 

 

 


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در ساعت 9:44 توسط حوری انصاری.
سه شنبه سوم مهر 1386
چهارگانه

گاهی ما انسان ها فقط به فکر افزایش منطقه ی زندگی خود هستیم و توجهی به این موضوع نمی کنیم که این منطقه ای که ما آن را نابود می کنیم پیش از ما گیاهان و جانورانی در آن سکنی گزیده اند و فعالیت ما باعث نابودی آن ها می شود و این بی احتیاطی ما آن ها را رو به انقراض کشانده است و امروزه ازبعضی از آنها دیگر هیچ خبری نیست و یا تعداد آنها به قدری کم شده است که در خطر انقراض قرار گرفته اند. به همین دلیل است که     IUCN  (اتحادیه ی بین المللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی) که هم اکنون نام آن به TWCU اتحادیه ی جهانی حفاظت تغییر کرده است در صدد بر آمد که جلوی این نابودی را بگیرد واین موجودات زنده را از خطر نابودی نجات دهد . برای همین مناطق زندگی آنها را بسته به موقعیت و دست نخورده بودن آن در شش کلاس قرار است. ولی ایران فقط چهار منطقه آن  را داراست.                                                      

تا به حال باید در نزدیکی محل زندگی و یا در هنگام مسافرت با تابلوهای  محیط زیست که روی آن عبارت هایی نظیر پارک ملی ، پناهگاه حیات وحش ، منطقه ی حفاظت شده و ... نوشته شده ، مواجه شده باشید. آیا از خودتان پرسیده اید این عبارات چه معنایی دارد. از این پس در بخش چهارگانه ی ایران به استان های شما سر می زنیم واین مناطق را معرفی می کنیم اما قبل از آن باید این عبارات را توضیح دهیم.                    
ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در ساعت 18:19 توسط حوری انصاری.
دوشنبه دوم مهر 1386
تلخ یا شیرین مسئله این است!

اول ميخواستم تيتر اين پست رو بذارم :"اول مهر يادآور يك خاطره ي تلخ" ولي ديدم دلم به من اجازه ي اين كار رو نميده كه بنويسم تلخ.
پارسال همچين موقعي بود كه من اومدم اين دانشكده. شايد باورتون نشه روز اول مهر ، وقتي داشتم برميگشتم خونه كم مونده بود گريه ام بگيره! خدايا چرا من بايد محيط زيست قبول بشم؟ اصلا هم يادم نميومد چرا اين رشته رو تو برگه ي انتخاب رشته زدم. اصلا من ماله اين رشته نبودم. بيشتر رشته هايي كه من زده بودم مديريت بود و بيشتر مديريتها ، صنعتي.بعدن فهميدم كه فقط من نيستم كه اين رشته رو نديده زده بودم! به غير از بچه هاي شهرستان و كرج، ما 3 نفر بچه هاي تهران بوديم كه به هر دري زديم تا فقط از اينجا بريم! من، بابك بهمن خواه و مجتبي رفعتي. همه راه ها رو هم رفتيم از تكميل ظرفيت و تغيير رشته گرفته تا حتي كنكور دادن دوباره! ولي موفق نشديم . يعني همش وقت تلف كردن بود. و تنها نتيجش پايين اومدن معدل ترم اولمون بود.
خلاصه بعد از كلي دردسر مجبور شديم قبول كنيم كه بايد موند و محيط زيست رو ادامه داد. تنها راه هم كه به ذهن من و بابك رسيد ،اين بود كه خودمون رو بندازيم تو محيط زيست! تو دانشكده فعال باشيم تا سر خودمون رو گرم كنيم! و اومديمو اين وبلاگ رو راه انداختيم.ولي مجتبي حال و حوصله ي اين كارها رو نداشت و فقط بخودش قبولوند كه بايد بياد و بره.نميدونم اسمش رو چي ميذاريد، به اون كوچه زدن، گول زدن خود و يا بيخيالي! ما اينجا مونديم، سوختيم و ساختيم.
ولي حالا وضع من فرق كرده. حس ميكنم به اين رشته علاقمند شدم و هر كاري ميكنم كه تا مقاطع بالاي اين رشته برم. چون اين طناب سربازي از پشت دنبالمون و اگه وايسيم ميفته گردنمون!
 چاره ايي ندارم به غير از اينكه بگم:

 خداحافظ روياي شيرين رشته ي مديريت!


ولي چرا اين چيزها رو گفتم؟ چون بچه هاي وروديه 86 رو ميبينم كه تازه شروع كردن راه ما رو ميرن. بابا بخدا اينراه بيراهست! نميدونم شايد براي دخترا كه مشكل سربازي ندارن آخره راه رو آسفالت كرده باشن! ولي اگه حرف اين دوستاشون رو گوش ميدن فقط بچسبن به درسشون.

به اميد روزي كه ما هم حذف شدن كنكور رو ببينيم!

+ نوشته شده در ساعت 5:39 توسط مرتضی میرزایی.
یکشنبه یکم مهر 1386
چند خبر کوتاه و پاسخ به کامنتها

تو اين چند هفته انقدر شرايط خاص پيش اومد كه خيلي از برنامه ها مونو بهم ريخت و بعضا نابود كرد. وبلاگ هفته ايي 1 بار آپ ميشد و خلاصه كلي خبرهاي جورواجور اتفاق افتاد كه نتونستم بنويسم ولي مثل اين برنامه ي 7روز كه جمعه ها تو تلويزيون نشون ميده و خلاصه ي اخبار هفته رو ميگه حالا من هم 15 روز ميسازم!
* از نظر من مهمترين خبر انتقال گوزن زرد بعد از فكر كنم 46 سال به زيستگاه اصليش بود.وقتي با يكي از بچه هاي دانشكده در جشن روز يوز آسيايي شركت كرديم خيلي مشتاق بوديم كه با مهندس ضيايي ملاقات داشته باشيم ولي وقتي فهميديم كه تشريف نميارن و براي انتقال گوزنها به اروميه رفتن نميدونستيم ناراحت بشيم يا خوشحال! چون از طرفي شانس ملاقات با مهندس ضيايي رو از دست داده بوديم و از طرف ديگه از اينكه گوزنها بعداز اينكه 46 سال پيش تقريبا بطور كامل منقرض شده بودند و حالا از وضعيت بحراني خارج شده بودن خوشحال بوديم.در مورد جشن هم دوستان به اندازه ي كافي توضيح دادن و من ديگه نمينويسم.
ميتونيد مقاله ي گرگ خاكستري رو در اين مورد بخونيد.
* خبر بعدي اينكه خانم جوادي آقاي زارع مايوان معروف رو به رياست دانشكده انتخاب كردن.
* آقا ساسان ، مشاور مجازي وبلاگ!(يه چيزي تو مايه هاي همون شنگول خان معروف ولي از نوعه با تربيت و مفيدش!) بعد از حدود 2 ماه غيبت سر و كلش پيدا شد خدا بخير كنه!
* و اينكه گروه آپاچي ها(!) خواسته بود يه راه براي ارتباط مون بگم همين قسمت نظرات و ايميل من فكر كنم كافي باشه تا بتونم بهتون كمك كنم.
ايميل من: Morteza.mirzaei000@gmail.com
* آقا مهدي عزيز هم خواسته بودن در مورد اهداف گروه وبلاگنويسان هم توضيح بدم كه قول ميدم اگه خدا بخواد تا فردا بنويسم. و ممنون از تمام دوستاني كه در گروه وبلاگنويسان محيط زيستي عضو شدن.
در ضمن از همه دوستان سبزم كه فوت عليرضا رو تسليت گفتن تشكر ميكنم و اميد وارم در تمام مراحل زندگيه سبزشون موفق باشن.

                                                                                              با تشكرمرتضي

+ نوشته شده در ساعت 5:44 توسط مرتضی میرزایی.