

همشهری 23 خرداد :
"يگان ويژه نيروي انتظامي با يورش غافلگيرانه به پارك ملي سرخهحصار نسبت به پلمب كليه مراكز مسكوني و تجاري غيرمجاز متعلق به سودجويان و زمينخواران مستقر در اين پارك ملي اقدام كرد."
*اگه این خبر راست باشه باید به تمام دوستداران محیط زیست تبریک گفت! ولی آیا واقعا این خبر راسته؟ امیدوارم!
ولی سوال هایی هم وجود داره:
آیا همه رو بیرون کردن یا عده خاص؟ این عده کیا بودن؟
و افرادی که خونه هاشون رو از دست دادن الان چیکار دارن میکنن؟
البته در متن خبر اومده که:"نيروهاي گارد سازمان روزي آرام و بيسابقه را در پارك ملي گزارش كردند."
واقعا آرزو میکنم این خبر واقعیت باشه.
---متن اصلیه خبر---
**خبر خوش دیگه اینکه روزنامه ی ایران خبر از دیده شدن "شوکا" در منطقه ی ارسباران خبر داد!
این شوکا که یک گوساله 15 روزه بوده توسط یک چوپان به مامورین محیط زیست تحویل داده میشه.این در حالیه که گفته میشد نسل شوکا در حدود 30 سال پیش از منطقه ارسباران منقرض شده!
ایران از سد سازان بزرگ دنیاست این واقعا برام تیتر جالبی بود و باعث افتخاره که کشورمون بزرگ شده !
توی این خبر نوشته :هم اکنون 1200 سد در جهان در حال ساخت است که کشورهای برزیل ، روسیه ، هند ، چین و ایران و برخی از کشورهای آسیایی دیگر از نظر دانش فنی جزء کشورهای نخست هستند...
اما بعدش یاد یه خبردیگه توی همین روزنامه افتادم که نوشته بود دریاچه ارومیه 7 سال دیگر خشک می شود !دریاچه ارومیه با وسعت 4 هزار کیلومتر داره خشک میشه بیچاره ارتیمیا که باید بمیره تا بقیه زنده بمونند !یه چیز جالبه دیگه اینکه دریاچه ای که داره خشک میشه رو گذر می خواد چکار اون هم با این همه هزینه سنگین !و بالا خره اینکه ما داریم یکی دیگه از زیستبوم های زیبامون رو از دست می دیم تا توی سد سازی بهترین باشیم بگذریم از کشته شدن فلامینگوها و....
مضرات :این نابودی علاوه بر تغییر آب وهوا منطقه ، باعث پیشروی نمک به سمت اراضی کشاورزی و تخریب ودرنتیجه خالی شدن صدها روستا از سکنه میشه و این یعنی مهاجرت....
به گفته ناصر آق رئیس آموزشکده آرتیمیای ارومیه ورودی آب به دریاچه ارومیه در سالها ی پرآبی 6 میلیارد متر مکعب بود که به همین اندازه نیز تبخیر وجود داشت اما در طی چند سال اخیر به دلیل سد سازی در بالادست و جلوگیری از حق آبه ، این میزان به 1.5 میلیارد متر مکعب در سال کاهش یافت و این امر در حالی است که تبخیر به همان میزان و حتی بیشتر ادامه دارد به طوری که میزان شوری آب به 320 گرم در لیتر رسیده و کف دریاچه در مناطق کم عمق پوشیده از نمک می باشد.
شوری بیش از حد سبب شده تا این زیستبوم که روزگاری میزبان صدها هزار فلامینگو وهزاران پرنده کوچنده دیگر بود ، اهمیت خود را به عنوان یک مسیر بین المللی پرندگان مهاجر از دست بدهد . و ارتیمیا، تنها موجود زنده این دریاچه، که به نسبت سالهای 76 و 75 جمعیتش 40 برابر کاهش یافته خواهد مرد .
بازهم تسلیت می گم .

حرف آخر : اگر این ذخایر بازسازی نشود در آینده،اثری از این آبزی ارزشمند باقی نخواهد ماند.چقدربد نمیتونه سال 1404 رو ببینه ![]()
اطلاعات بیشتر در مورد ارومیه را می توانید از قسمت مناطق 4گانه بدست بیاورید.
نویسنده:خانم کچویی/کاردانی محیط زیست/ورودی ۸۵

داشتم توی نت میگشتم که یه سایت جالب پیدا کردم.یه موتور سرچ زیست محیطی!
این سایت دارای موضوعات مختلفی برای سرچه.مثل:کشاورزی، اکولوژی ، تنوع زیستی ، جنگلها ، معدن ، اقصاد محیط زیست و ... است. برای من که جالب بود.امیدوارم براتون مفید باشه.
*برای ورود به سایت اینجا کلیک کنید.
دانشجویان آموزشکده محیط زیست کرج در اعتراض به کیفیت غذاها پس از دریافت غذا و در یک حرکت نمادین ظرف های خود را از درب ورودی آموزشکده تا اتاق معاونت بر روی زمین گذاشتند و تشکیل یک خط از غذا را دادند.


دکتر طلائیان(مسئول امور دانشجویی آموزشکده) در حال صحبت با دانشجویان بودند که جناب دکتر زارع(ریاست محترم آموزشکده) از درب ورودی آموزشکده وارد شدند و پس از پرسش از دکتر طلائیان در مورد علت این حرکت به همراه دانشجویان به سلف سرویس آموزشکده رفته و شخصا غذا را امتحان کردند.سپس از دانشجویان خواستند که درخواستهای خود را اعلام کنند.درخواست دانشجویان به قرار زیر بود:
-بالا رفتن کیفیت غذایی
-بیشتر شدن تنوع غذایی
-عدم استفاده از :سوسیس ،همبرگر و تن ماهی در غذاها

دکتر زارع هم با قبول صحبت های دانشجویان از نماینده ی شورای دانشجویی خواست تا لیست غذایی مورد درخواست را تهیه و به ایشان ارائه کند.پس از قانع شدن دانشجویان با برگشتن دکتر زارع به اتاقشان دانشجوها نیز به کلاسها برگشتند.
*لازم به ذکر است که این حرکت از طرف هیچ گروه و یا شخص خاصی پشتیبانی نمیشد .
مردي با خدا زمزمه مي کرد؛«خدايا با من حرف بزن » يک سار شروع به خواندن کرد اما مرد نشنيد
فرياد برآورد :خدايا بامن حرف بزن . آذرخش در آسمان غريد ،اما مرد گوش نکرد
مرد به اطراف خود نگاه کرد و گفت : خدايا بگذار تورا ببينم . ستاره اي درخشيد اما مرد نديد
مرد فرياد کشيد : خدايا معجزه اي به من نشان بده .نوزادي متولد شد امامرد توجهي نکرد
مرد در نهايت يأس فرياد زد :خدايا خودت را به من نشان بده و بگذار تورا ببينم . پروانه اي روي دست
مرد نشست و او پروانه را پراندو به راهش ادامه داد....
هر چيزي نشانه اي از اوست که ما را آفريد ، همه چيز براي هدايت ماست ،ما اما انگار يادمون رفته او هست و اينقدر دوست داريم توي اين غفلت بمونيم که حتي نشانه هاي اون راهم مزاحم می بینیم ونابود مي کنيم، مي خواهيم هر چيزي رو که نشانه اي از او داره را نابود کنيم و هر چيزي رو که خودمون ساخته ايم جايگزين اون همه زيبايي کنيم تا اينطوري فکر کنيم فقط خودمان هستيم و خودمان !
اينقدر غافليم که نمي فهميم اگر همه چيز رو نابود کنيم خودمون هم محکوم به نابودي هستيم همه اش سعي مي کنيم طبيعت رو زير پاهامون اگر نشد با دستهامون اگر نشد زير چرخ چيزهايي که ساخته ايم و مي سازيم از بين مي بريم ،چرخ هايي که به اسم پيشرفت گريبان گير طبيعت و زيستگاهها شده است .
چرخ دوچرخه، سه چرخه ، چهار چرخه يا حتي توسعه فرقي نمي کنه هر کدوم يه جور،حتي چرخ اين ماشين هاي خوشگلي که توي خيابون اين ور و اون ور مي روند يا شايد هم چرخ اون ماشين هاي گنده اي که وقتي ازکنارخونه هامون رد مي شوند کل ساختمون مي لرزه ....
همه اينها که گفتم مقدمه اي بود براي يک خبر ، خبري که خيلي کوچيکه ولي به اين مقدمه بزرگ مي ارزه
اين خبر روز سه شنبه 3 ارديبهشت 87 در صفحه 3 روزنامه همشهري خوندم
که با اين تيتر شروع مي شد "گونه نادر قرباني جاده شد ؛ مرگ يکي از 70 يوزپلنگ ايراني "
بازهم انسان با شعور دو پا و بازهم يه چرخ (که اختراع خودشه ) چرخي که يه زندگي رو گرفت .زندگي که همينطوري هم در حال نابوديه .
اين يوزپلنگ (نر) قصه(که حقيقته) ما مرد،چون بين زيستگاهاش جاده کشيدند ،چون به طعمه هاش پروانه شکار دادند چون آدم ها نفهميدن عمران يعني آباداني بدون تخريب جاي ديگه و چيزهاي ديگه !!؟
به گفته معاونت محيط طبيعي وتنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست !!!! يوزپلنگ (بيچاره) در جستجوي طعمه بوده که در حين عبور ازجاده دوبانده ترانزيتي يزد- بندرعباس(چه خطرناک) که از ميان منطقه حفاظت شده کالمن بهادران يزد (يکي از زيستگاه هاي يوز ) مي گذرد در اثر برخورد باخودروي عبوري کشته شد (خدا اموات شما رو هم بيامورزد )بدين وسيله از سازمان محيط زيست در خواست مي شود ديگه بين زيستگاهها جاده نکشه تا ديگر ماشين کسي به چيزي برخورد نکنه .....!
و سرانجام «زيست شناسان مي گويند ستاره دريايي مي تواند بدون مغز زندگي کند سوسک مي تواند 9 روز بدون سر زنده بماند .مارمي تواند تا 3 سال بخوابد .خرس ها ي قطبي بدون نياز چنداني به دست راست مي توانند سالها زنده بمانند ... اما انسان موجود متفاوتي است که بدون طبيعت خيلي زود به بن بست ميرسد ...
پس در برنامه ريزي هاي اقتصادي وعمرانی،مصداق مستي نباشيم که از ران خود مي خورد کباب!
نویسنده:خانم کچویی-کاردانی محیط زیست-ورودی ۸۵
جشنواره "فرزندان سرزمين يوزپلنگ" توسط انجمن يوزپلنگ ايراني و با همكاري دفتر برنامه كمك هاي كوچك محيط زيست جهاني، سازمان حفاظت محيط زيست و همچنين ادارات دولتي و تشكل هاي مردمي شهرستان بافق در استان يزد، روزهاي دوازده و سيزدهم ارديبهشت ماه در اين شهرستان برگزار مي شود.
اين جشنواره به عنوان حسن ختام دو سال فعاليت مستمر آموزشي با موضوع يوزپلنگ و حفاظت از اين گونه ي در حال انقراض، در سطح مدارس راهنمايي و دبيرستان شهرستان بافق مي باشد. هدف از اين برنامه دو روزه ارائه ي دستاوردهاي آموزشي، تقدير از برگزيدگان مسابقات و تجليل از دست اندركاران عنوان شده است. اين جشنواره شامل مسابقات ورزشي، نمايشگاه آثار دانش آموزان، غرفه هاي زيست محيطي، تئاتر دانش آموزي و مراسم اختتاميه مي باشد كه با حضور دست اندركاران اين برنامه آموزشي، نمايندگان سازمان ملل متحد، امام جمعه، فرماندار و ديگر مسئولين شهرستان برگزار مي شود.

در اين مراسم كه در سالن همايش هاي آهن شهر بافق برگزار مي شود، فرمانداري بافق، اداره آموزش و پرورش بافق، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و شركت سنگ آهن مركزي ايران نيز مشاركت دارند.
شايان ذكر است بعد از بين رفتن نسل شير ايراني و ببر مازندران، يوزپلنگ سومين گربه بزرگ ايراني در حال انقراض است. در حال حاضر ايران تنها كشوري است كه هم اکنون درحدود 70 تا 100 قلاده از آخرين بازمانده هاي يوزپلنگ آسيايي در آن زندگی می کنند و منطقه حفاظت شده كوه بافق در استان يزد يكي از مهم ترين زيستگاه هاي يوزپلنگ ايراني است.
-----------------------------
در حاشیه:
آقا یا خانم مسیح:لطف کن اگه خواستی دوباره کامنت بذاری ای-میلت رو هم بنویس.چون باید چیزهایی بهت بگم که جاش اینجا نیست.

دیروز روز زمین پاک بود و وبلاگ نویسا به دعوت آقای مجابی و خانم ابتکار تو سالن همایشهای ستاد کار آفرینی جمع شده بودن.البته من چون کلاس داشتم دیر به مراسم رسیدم و زیاد نفهمیدم چه خبر بود!ولی در کل دیدن وبلاگ نویسهایی که خیلی دوست داشتم ببینمشون برام جالب بود.
بعد عمری تونستم خانم مژگان جمشیدی رو از نزدیک ببینم و باهاشون صحبت کنم.
همینطور آقای مهدی اشراقی و آقای حر منصوری که کلی با هم گپ زدیم! من که از دیدنشون کلی خوشحال شدم اونا رو نمیدونم!
بعضی ها رو هم که قبلا دیده بودم!![]()
تو این مراسم جوایز نظر سنجی بهترین وبلاگ زیست محیطی سال ۸۶ رو هم که به زحمت فرزند ایران انجام شده بود رو هم به برنده ها دادن.قابل توجه بچه های آموزشکده که ۵ تا وبلاگ انتخاب شد و من ششم شدم! اونهم در حالیکه ۲ روز دیگه این وبلاگ تازه یک سالش میشه!
نتایج نظرسنجی رو این پایین میبینید.

همین که تونستم دوستان مجازی ام رو از نزدیک ببینم یک دنیا ارزش داشت.
همینو بخونید در:
در ضمن:
-------------------------------------
در حاشیه:
*نشریه ی جدید آموزشکده هم با نام سربازان زمین بالاخره چاپ شد.کار طراحی جلد و لوگوش با من بود(البته 2 روز قبل چاپ من بهشون اضافه شدم چون برای لوگو طراحی جلد مشکل داشتن.)امیدوارم که این نشریه به سرنوشت ترنم باران(نشریه ی قبلی)که فقط 3 شماره داشت دچار نشه! و تعداد شماره هاش بیشتر بشه.شاید واستون جالب باشه که بدونید روز اول تمام نشریه ها فروش رفت یعنی 100 عدد نشریه روز اول فروخته شد! یه چند تایی هم نگه داشتیم که برای دانشگاههای دیگه پست میشه.
------------------
پاسخ به کامنت:
آقا رضا ممنون از کامنتت. گفتی:
ورودیهای84 رفتن وحتی یه خداحافظی هم براشون برگزار نشد جشن پیشکش !چقدر دلم میخواست تا همه بچه ها رو یه باردیگه یه جا ببینم.
ولی تا اونجایی که من یادمه آقای محمدی براشون مراسم خداحافظی گرفت حتی ما رو هم راه ندادن! نمیدونم منظورت چیه!امیدوارم به آرزوت برسی.
شاید این sms برای شما هم اومده باشه که سایت گوگل اسمه خلیج فارس رو حذف کرده و خلیج عربی رو توی نقشه های ماهواره ایش مینویسه!برید به سایت www.petitiononline.com و اعتراض کنید!
جالب اینجاست که آخره sms هم نوشته :برای هر کسی که فکر میکنید عرق ملی داره هم ارسال کنید! یه سوال دارم.ارزش اعتراض تو یه سایت خصوصی که ماله همون اجنبی هاست و هر جور اعتراض چرت و پرتی هم توش پیدا میشه که برای خوده رئیس سایت هم ارزشی نداره چقدره؟؟؟!
این سایت که نمونه ی خارجیه سایت پرشین پتیشن خودمونه برای هیچکس اهمیتی نداره جز وب مسترش!چون توی sms نوشته که اگه یک میلیون ایرانی این اعتراض رو امضا کنن گوگل از این کارش پشیمون میشه!(احتمالا انقدر خجالت بکشه که به افتخار ایرانی ها دریای عمان رو هم بنویسه دریای سیستان!) شاید بگید وطن فروشی و عرق ملی نداری! ولی نه من فقط از این ناراحتم که داره از این عرق ملی ایرانی ها سو ء استفاده میشه! این وسط تنها کسی که سود میبره وب مستر اون سایت اجنبیه که میتونه با تبلیغات تو صفحه ایی که ۱ میلیون آدم(که فرق نمیکنه از کجا و برای چی اومدن!) قراره اونو ببینن، کلی پول کاسب بشه! این پیام هم بصورت sms و هم بصورت آفلاین در یاهو مسنجر واسم اومده.ولی چیزی که باعث شد بیام و اینجا بنویسم این جمله بود که توی وبلاگ یکی از محیط زیستی ها دیدم:
"سایت google اقدام به برگزاری نظر سنجی در خصوص نام "خلیج فارس" از طریق سایت خود نموده است"
در مورده این یکی دیگه نمیدونم چی بگم!
شاید واستون جالب باشه که بدونید تا این لحظه ۳۳۰۶۶۰ نفر این اعتراض رو امضا کردن.
به امید سربلندی هر چه بیشتر کشور عزیزمان ایران.
------------------------------
طبق آخرين گزارشي كه برنامه عمران سازمان ملل متحد از ظرفيت توسعه يافتگي 153 كشور جهان در سال 2004 منتشر كرده ايران از نظر سطح مناطق حفاظت شده در رتبه 75 جهان قرار دارد، اين درحاليست كه در اين جدول تنها كشورهاي آسيايي، آفريقايي، اروپاي شرقي و آمريكاي جنوبي لحاظ شدهاند كه اگر به اين مجموع كشورهاي صنعتي و پيشرفته را هم اضافه كنيم وضعيت ايران اسفناكتر خواهد شد. در اين جدول كشورهايي چون اتيوپي با اختصاص 4/16 درصد از خاك كشور خود به عنوان مناطق حفاظت شده، گواتمالا با 3/25 درصد، سنگال با 11 درصد، عربستان با 8/41 درصد، مالزي با6 /30 درصد، تانزانيا با 6/39 درصد، زامبيا با 4/41 درصد، برزيل با 18 درصد و حتي بوركينوفاسو با 4/15 درصد از جايگاهي به مراتب بهتر از ايران برخوردارند و حتي با اختصاص بيش از 10 درصد خاك كشور خود، حقوق نسلهاي بعدي را تضمين كردهاند.
حال برای انکه عمق فاجعه را بیشتر دریابید تنها به مقایسه ایران با یکی از این کشورها یعنی بورکینوفاسو می پردازیم ، کشوری که با 13 میلیون نفر جمعیت از وسعتی حدود یک ششم ایران برخوردار است . در این کشور هنوز 58درصد مردم به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند و هنوز در بین برخی از قبایل ان در غرب افریقا ، ساکنان بومی طبق یکی از سنتهای غلط و رایج خود بعد از مرگ استخوان مادربزرگ های خود را هم می خورند و پلیس در این مناطق به شدت موارد مرگ و میر پیرزن ها را تحت کنترل دارد اما با این حال از سال 2001 ایران همواره بعد از بورکیونفاسو قرار داشته است . در سال 2001 ، کشور ایران در شاخص های پایداری محیط زیست در بین 122 کشور جهان رتبه 105 ( بورکینوفاسو 104 )، در سال 2002 دربین 142 کشور رتبه 104 ( بورکینوفاسو 101) و در سال 2005 در بین 146 کشور رتبه 132 ( بورکینوفاسو 97 ) را به خود اختصاص داده است . حال وقتی ایران در حفظ محیط زیست حتی از این کشورها هم عقب می افتد دیگر چه می توان گفت ؟!!
--------------------
در حاشیه:
*آقا یا خانم مسیح/خیلی داری مشکوک میزنی! از بچه های آموزشکده ایی؟
این چند روز جریانی توی بلاگستان سبز راه افتاده که در مورده خرید یا عدم خرید ماهی قرمز برای سفره ی عیده! البته من خودم هم با این طرح که ماهی قرمز نخریم موافقم.این جریان از وبلاگ پرنده خارزار شروع شد.من خودم که وقتی دلایلشو خوندم قانع شدم.عین متنو این پائین مینویسم بخونید.
ايده راه اندازي يك جريان وبلاگي براي فرهنگ سازي براي اين كه مردم ماهي قرمز براي سفره هفت سين نخرند از طرف مريم خورسند مطرح شد. اين لوگو هم كار نيلوفر شيخلر عزيز هست و پويش)يك عالمه مرسيييييييييي). از كليه دوستان علاقه مند به مسائل زيست محيطي و بقيه دوستان وبلاگ نويس خواهش مي كنيم با درج اين لوگو براي جلوگيري از مرگ ماهي هاي قرمز، تلاش كنند.
مريم خورسند در بيان دلايل اين كه چرا نبايد ماهي قرمز بخريم ميگه:
سالي ۶۰ميليون قطعه ماهي قرمز بين 15 اسفند تا 15 فرودين سر سفره هاي هفت سين مي ميرند
ماهي هاي قرمز، ۱۵۰سال پيش و از چين توسط شاهزاده هاي قاجار وارد هفت سين شده اند و سنت قديمي نيستند
اين ماهي ها داراي بيماري پيسوريازيس بوده، به علت حمل و نقل نادرست و غير اصولي در طول مسير؛ حداقل دو بار سكته كرده اند
بعد از ايام نوروز، همه منتظر مرگ ماهي هاي قرمز هستند و حوصله نگهداري آنها را ندارند
محيط بانان مسئول حفاظت از مناطق تحت حفاظت سازمان حفاظت محيط زيست هستند. محيط بانان موثرترين افراد در حفاظت از طبيعت و حيات وحش هستند. در واقع عملکرد آنها مستقيماً بر سرنوشت حيات وحش کشورمان تاثير می گذارد. با اين وجود متاسفانه در حال حاضر محيط بانان محروم ترين قشر سازمان حفاظت محيط زيست و حتی جامعه هستند. شرايط کاريشان در جنگل، کوهستان، بيابان و ... بسيار سخت و امکاناتشان بسيار اندک است. در مقابله با شکارچيان غيرمجاز هم امنيت جانی ندارند. حقوق اندکی هم دريافت می کنند. يکي از دوستان وبلاگی را برای حمايت از محيط بانان راه اندازی کرده است:
گاي اندروز يکي از متخصصان زنده گيري حيوانات آفريقاي جنوبيه که به قول مهندس ضيايي يکي از زبده ترين افراد در اين زمينه است الان تو ايرانه و قراره از هفته ي آينده دور جديد تله گذاري و نصب ردياب ماهواره ايي(قلاده ي ردياب) بر روي يوز پلنگها در بافق اينبار با 7 تله رو شروع کنن.البته اينو بگم که اون گروهي که پارسال توي بافق به آقاي ضيايي کمک کرده بودن تا 2 يوز و يک پلنگ زنده گيري بشن و قلاده روي اونها نصب بشه هم هفته ي آينده وارد ايران ميشن.در ضمن آقاي دکتر لوک هانتر از جامعه ي جهاني حفاظت از حيات وحش هم اين گروه رو همراهي ميکنه.
براشون آرزوي موفقيت ميکنم و به اميد روزي که اين مينياتور زيباي طبيعت، يوز پلنگ ، از خطر انقراض رهايي پيدا کنه.

واقعا نمیدونم چی بگم! شاید همون جمله ی مژگان جمشیدی کافی باشه که:
" وای به روزی که بگندد نمک!"
یه تقاضا هم از فرهنگستان ادب و هنر فارسی دارم:

"بدینوسیله عاجزانه خواهشمند است معنای واژه ی حمایت را در انتشارات جدید فرهنگ لغت ها تغییر دهید و معنای آنرا چیزی دیگر انتخاب کنید تا چیزهای کمتری زیر سوال برود"
همین و بس!
والسلام
سد سازي،جاده،خط لوله، فنس کشي و حالا گونه ي غير بومي!
آيا هنوز هم ميشه به خجير گفت پارک ملي ؟ چرا بايد همين چيزي هم که از خجير مونده رو بدست خودمون نابود کنيم؟
اگه هم قبول کنیم که تو مشکلات قبلی خجیر سازمان هیچ نقشی نداشته این دفعه مشکل خود سازمانه!
بعد از تجربه ي دشت ناز ، جزيره ي اشک و پارک اروميه حالا گوزن زرد به تهران خواهد اومد.
نميدونم شايد من خبر ندارم مگه گوزن زرد رو به دز و کرخه که زيستگاه اصليش بود برنگردوندن؟ مگه اونجا چه مشکلي داشت؟
اصلا چه دليل داره که گوزن زرد به تهران منتقل بشه؟
درسته که گونه ي با ارزشيه.درسته که تکثير نسلش خيلي مهمه. ولي نه اينجا در خجير ، بلکه در زيستگاه اصليش منطقه ي دز و کرخه. نه در خجیر!
البته به قول همشهری میتونه یه منبع اکوتوریستی باشه!
عزیز من، قشنگ ،اکوتوریست؟ فقط اکونابودی تو خجیر وجود داره! کدوم اکوتوریست؟
البته باید ببینیم نظر کارشناسها چیه ولی هر چی باشه من فکر نکنم مثبت باشه.
بعد از خداحافظی با سرخه حصار شاید حالا وقته خجیره.ولی ...

-----------------------------
در حاشیه:
اگه کسی از بچه ها نظر مثبتی در مورد این طرح داره لطف کنه تو قسمت نظرات بنویسه شاید ما هم توجیه شدیم.
چه قدرتی!
از اون موقعی که یه بارون و تو تا دونه ی برف از این آسمون همیشه تیره ی تهرون افتاد و من عین این ندید پدید ها اومدم تو وبلاگ نوشتم یک چیکه آبم از این آسمون نیفتاد هیچ بعضی روزها اصلا دیگه نمیشه این گرمای تهرون رو تحمل کرد.
البته تازگی ها یه ذره هوا بهتر شده ولی هنوز هوا گرمه فقط امید وارم کار به سهمیه بندی شدن آب و کارت آب نکشه! مثلا روزی 3 لیتر آب!
ولی الان هر جا هستیم و تو خونه دانشگاه دعا کنیم که بارون هر چه زودتر بیاد و این هوای کثیف تهرون رو پاک کنه. اتفاقا همین دیشب بابک که یکی از بچه های همین وبلاگ زیر سرم بود بدلیل مسمومیت ناشی از هوا ی آلوده.
دعا کنیم برای بارون
و دعا کنیم برای خودمون!
--------------------------------------
در حاشیه:
به قوله یکی از بچه ها اگه همینجوری پیش بره ایرانسل در طرح تعویض دمپایی فرسوده هم وارد خواهد شد.
مثلا دمپایی کهنه بیار ایرانسل ببر!
خارج از شوخی امروز رفتم یه سیم کارت ایرانسل مخصوص SMS خریدم که شمارش سمت چپ وبلاگ هست از این به بعد با بازدیدکننده های وبلاگ SMS بازی کنم! اگه کاری داشتین بگید.در ضمن زنگ نزنید چون هیچوقت زنگ نمیخوره!
09356538669
اینم شمارش لطفا وقتی SMS میدین اسمتونم بنویسید.وگرنه جواب نمیدم!
در ضمن اگه کسی گوشی گوشت کوب داره من خریدارم! چون الان یه گوشی برای این سیم کارت جدیده لازم دارم گفته باشم پول زیادی هم ندارم!
در حاشیه ی این پست بیشتر از خودش شد!
حکایت رنجی که شیفتگان محیط زیست می کشند نه قصه است که بگویند و نه افسانه است که بنویسند، داستانی است که هر روز در گوشه گوشه این کهن بوم تکرار می شود. هر بار عزیزی از حافظان سبزپوش محیط زیست جان خود را در راه آرمانی که به آن دل دارد، فدا میکند.آرمانی که جز حفاظت و حمایت از آفریده های باریتعالی نیست.
زخم استان خوزستان هنوز از فراق شاعر انقلابی اش قیصر امین پور التیام نیافته بود که بار دیگر غم جانکاه عروج فرزندان سبز جامه اش را به عزا نشست. صبحگاه روز جمعه 86/8/18 مأمورین حفاظت محیط زیست شهرستان دزفول که در پاسگاه محیط بانی دز مشغول خدمت بودند، در پی گشت و کنترل منطقه میان آب نیشکر هفت تپه قطعه 16 به متخلفینی که در حال شکار پرنده ی زیبا و حمایت شده ی دراج بودند برخورد میکنند.متخلفینی که به جرم خود و برخورد قاطع مأمورین واقف بودند، اقدام به فرار می نمایند و در تعقیب و گریز ، خودرو پاژن مأمورین حفاظت محیط زیست واژگون می شود.
حادثه تلخ است و جانکاه.....

قدرت الله ساتیاروندی و مسعود نجفی در دم جان می سپارند و به درجه ی رفیع شهادت میرسند و ایثارگرانی چون عبدالرضا پور غلام خباز و نور قدم رزاقی و آقای زهیری به شدت دچار جراحت شده و با همکاری کارگران مزارع نیشکر از میان تکه های آهن بیرون کشیده می شوند و اگر حضور بموقع و فداکارانه مرکز فوریتهای پزشکی استان خوزستان ، آقای دکتر موسوی و نیروی انتظامی نبود، شاید امروز این فاجعه عمق بیشتری داشت.
امروز ما در غم از دست دادن عزیزانمان به سوگ نشسته ایم و گویا هنوز برای آنان که قانون را آگاهانه می شکنند و برای کسانی که باید چتر حمایت خود را بر سر مأموران محیط زیست بگسترانند زنگها به صدا در نیامده اند. گله و شکایتی نیست که اگر هم باشد بارها پیش از این در قالب نامه نگاری های متعدد اداری به بایگانی سپرده شده است. وقتی متخلفین به ابزار زور مسلح میشوند آیا مأموران محیط زیست نباید در مقابل تجهیز شوند؟
ما عزیزانمان را به خاکی سپردیم که آنها از آن سالها حفاظت کردند . اتفاقاتی از این دست تلنگری است برای همه ی ما که قدر حافظان راستین محیط زیست را بدانیم. محیط بانانی که بی طمع نام و نان گوشه گوشه ی ایران عزیز را می پیمایند تا مبادا دستان ناپاک قانون ستیزان و قانون شکنان به مخلوقات خداوند تحدی کنند.
دانشجویان محیط زیست صنعت آب و برق اصفهان و دانشجویان آموزشکده محیط زیست ضمن گرامی داشتن یاد و خاطره ی عزیزانی که در این سانحه و در راه دفاع از گنجینه های ارزشمند طبیعت ایران اسلامی مظلومانه به شهادت رسیدند و آنان که تن شان زخم خورده و رنجور افتاده اند، از مسئولان محترم و تصمیم گیران سازمان محیط زیست خواستاریم که بیش از پیش محیط بانان سخت کوش خود را حمایت نمایند چرا که به قول و قلم قیصر امین پور:
.... حرفهای ما هنوز نا تمام
نا نگاه میکنی وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر میشود
آی!
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان چه زود دیر میشود!
دانشجویان آموزشکده محیط زیست کرج
دانشجویان آلودگی محیط زیست مجتمع آموزشی صنعت آب و برق اصفهان
-----------------------------------
در حاشیه:
ضمن ابراز تأسف و تسلیت خدمت تمامی دوستداران محیط طبیعی ایران زمین از تمامی دوستانی که این مقاله را مطالعه کردند خواهشمندم آن را در وبلاگ خود منعکس کنند.
نمیدونم اسمش و رو چی میشد گذاشت!؟
نگه داشتن احترام؟
کوتاه اومدن؟
مراعات زمان و مکان رو کردن؟
یا ....؟
نمیدونم چرا دکتر مخدوم موقعیت به این خوبی رو از دست داد. حتما دلایل خاص خودش داشت.

نمیخوام کم بنویسم که توی وظیفم کوتاهی کرده باشم و نه میخوام انقدر راستش(!) رو بگم که حراست دانشگاه دوباره بهم گیر بده.
حدودا ساعت 5 چهارشنبه بود که از طرف یکی از بچه های انجمن یورپلنگ آسیایی برام SMS اومد که امشب مناظره ی دکتر مخدوم با خانم جوادیه!
واقعیتش خیلی خوشحال شدم به تمام بچه های دانشکده که موبایل داشتن و شمارشونو داشتم پیام رو ارسال کردم.به بعضی ها هم زنگ زدم.
ساعت 8 شد و اخبار شروع شد.بعد از خبر هم توی برنامه ی 45 دقیقه ی شبکه ی خبر به خیال خودمون مناظره شروع شد.
همیشه توی مسئله ها یه مقدار ناچیز داریم که ازش صرف نظر میکنیم! اینجا هم این اپسیلون مجری برنامه بود که اطلاعاتش زیر صفر بود و فقط گفت:
سلام بینندگان عزیز.
یه گزارش ببینیم.
وقت برنامه تموم شده!
دکتر مخدوم بحث رو خوب شروع کرد ولی نمیدونم چرا ادامه نداد و آخر هر موضوع میگفت تقصیر شما نیست!
و سر کار خانم فاطمه واعظ جوادی با افتخار می گفت بینندگان ببینید دکتر مخدوم میگه تقصیره من نیست!

البته این برنامه چند تا سود هم داشت:
1) 45 دقیقه وقت برای یه مناظره محیط زیستی در صدا و سیما یه اتفاق نادر بود.که البته بدلیل همزمانی با پخش سریال چارخونه احتمالا خیلی ها سریال رو ترجیح دادن! پس هیچ!
2)از یه جمله ی دکتر مخدوم خوشم اومد، گفت چرا شما بعنوان معاون رئیس جمهور باید اجازه بدید وزرا اصلا بفکر ساخت پتروشیمی توی گلستان بیفتن! چه برسه به اینکه پس فردا محیط رو هم داغون کنه.
3) جرات ندارم این یکی رو بگم!
-----------------------------
در همین رابطه بخوانید در وبلاگ:
دیده بان محیط زیست ایران
پلنگ صورتی
همنهاد
دوستدار حیوانات و محیط زیست
----------------------------------------
در حاشیه:
*خیلی جالبه قبل از مناظره وقتی میخواستم خبر رو توی وبلاگ بنویسم کل اینترنت رو دنبال عکس دکتر مخدوم گشتم ولی چیزی پیدا نکردم!
مناظره دکتر مخدوم با خانم جوادی
امروز ۴ شنبه ساعت ۲۰
شبکه ی خبر

حتما ببینید و به همه خبر بدید.
فیلمی از لحظه مرگ دلفین ها در سواحل دریای عمان
چند روز پیش توی روزنامه خوندم که مدیر کل محیط زیست هرمزگان میزان ضرر و زیان ناشی از تلفات دلفین ها را حدود 3 میلیار ریال بیان فرمودند بعد با خودم فکر کردم پارسال همین موقع ها یا یک کم دیرتر بود که توی کرج یک راننده فقط به خاطر 25 هزار تومان یک جوان تقریباً 30 ساله را کشته بود یعنی به عبارتی این پول می شه 12000برابر پولی که به خاطرش یک آدم کشته شده واقعاً دنیای عجیبی شده.
در همین راستا ایشان علت مرگ دلفین ها را در بررسی های اولیه به عبارت زیر دانستند:
آلودگی مواد نفتی در خلیج فارس و آلودگی های صنعتی (اتفاقاً همین چند روز پیش بود که یک چیزی تو همین مایه ها درعسلویه زدند...)وجود بندر گاه ها، اسکله های متعدد (بابا چرا نمی دونی نفت الآن بشکه ای 80 دلاره)تخلیه فاضلاب و زباله شناور (ای وای خسته شدیم بس که گفتیم شهر ما خانه ی ما ساحل ما حیاط خانه ی ما) تغییرات شدید اقلیمی و بروز خشکسالی و دیگر عوامل طبیعی (مثلاً یکیش اثر اینترنت بر روی خودکشی های دسته جمعی) موجب می شود پارامتر های فیزیکی ،شیمیایی و سلامت و کیفیت کحیط زیست دریایی دستخوش تغییرات شود و منجر به تلفات شود. خوبه توی هیچ کدام از این عوامل محیط زیست و سازمان هیچ نقشی نداشته اند تقصیر دلفین ها بود نباید می آمدند تو ساحل حالا باید تمام خسارات وارده را بیایند و پرداخت کنند!!؟ و تقریباً آخرین سخن ایشان هم این گونه بود که: با توجه به وضعیت دریا و جریانات فصلی احتمالاً تعدادی از لاشه ها به وسیله ی جذر و مد دوباره از دریا به ساحل برگشت داده می شوند از ساحل نشینان و صیادان درخواست می شود در صورت مشاهده این لاشه ها سازمان ر مطلع کنند.( تا حداقل بیایندلاشه ها شونو جمع کنند !! ... مثل این پلیس های توی فیلم که همیشه دیر می رسه و باید لاشه ها را جمع کند.)
واقعاً خیلی جالبه چقدر راحت از مقابل موضوعی به این مهمی می گذریم نه تنها روزنامه ها بلکه حتی تلویزیون که بهترین رسانه برای ترغیب مردم به دوستی با طبیعت است نیز خبر چندانی در این مورد پخش نکرد.حالا اگه شماره ی پای یک بازیکن (خارجی و ایرانیش فرقی نمی کنه) یک کمی این طرف و اون طرف بشه فقط چندین روز توی تلویزیون پخش میکند و همه ی روزنامه ها تیتر اول می زنند. برنامه ی 90 در مورد آن بحث کارشناسی می کنند علت و عوامل تغییر شماره ی پای این بازیکن و دنبال مقصر حادثه می گردند. اما الان حدود 300 میلیون تومان پل به هدر رفته و کسی هم به کسی نیست. دریغ از یک جمله . تاکید می کنم خیلی راحت به هدر می ره و نابود می شه اون وقت آقایون از این خوشحالند که آره رفتیم زدیم توی دهنه آمریکا !!!
بابا اگر شما بلدید کاری را درست کنید بیایید به داد همین جا برسید . مطمئناً ما ناجی بقیه نیستیم ما گلیم خودمونو از آب بکشیم بیرون چشم هاتونو باز کنید بهتره.
جوردیگر باید دید. واقعاً توی این اتفاق دردناک چه کسی مقصر است؟
ای کاش اینجا هم یکی مثل امیر قلع نویی بود. ای کاش همه شجاعت و جرئت او را داشتند با اینکه استعفا نداد ولی از حقیقت فرار نکرد.
نوشته ی خانم معصومعه کچویی
نوبل محیط زیست!؟
جلل خالق من که تا حالا نشنیده بودم!
به گزارش همشهری امسال 181 نفر از فعالان مقابله با پدیده تغییرات جوی آب و هوایی برای دریافت جایزه ی نوبل نامزد شدند.
پیش بینی میشه ال گور معاون سابق رئیس جمهور آمریکا به خاطر چاپ كتابش و ساخت مستند برنده جايزه اسكار خود براي افزايش آگاهيها درباره پديده جهاني گرم شدن تدريجي زمين بیشترین شانس را داشته باشه.
در کل نام برنده اين جايزه روز جمعه 12 اكتبر در اسلو اعلام خواهد شد.
--------------------------------------------
در حاشیه:
*یکی از این دانشجوهای محیط زیست هم تازگی یه وبلاگ با نام پلنگ صورتی (!) راه انداخته (البته بصورت ناشناس)و از من هم خواسته که براش تبلیغ کنم. امیدوارم دیگه راضی شده باشه!
چه لذتی داره وقتی اولین دونه ی برف رو صورتت میشینه!
اولین بارون تهران هم در آخرین دقایقش تبدیل به برف شد. میدان هفت تیر بودم و داشت اذان میگفت که اولین برف امسال هم شروع شد با اینکه آبکی بود ولی منظره ی پایین اومدن دونه ها ی برف در زیر نور زرد تیرهای چراغ برق , خیلی از مردم رو وادار کرد که وایسن و به این منظره نگاه کنن! منظره ایی که من خودم خیلی وقت بود دلم واسش تنگ شده بود.
با اینکه اولین بارون تهران در پائیز بود و خیلی جالب بود که انقدر زود تو تهران برف بیاد.
یادمون باشه همیشه خدا رو شکر کنیم بخاطر اینهمه نعمت قشنگش!
-------------------------------------
در حاشیه:
* بالاخره 2 نفر اومدن که تو وبلاگ عضو شن. و احتمالا نویسنده های وبلاگ به 5 نفر میرسه ولی هنوز ثبت نام میکنیم.
* راستی کسایی که میگین وبلاگ دیگه مسخره شده! چرا خبر نمیذارین؟ بخدا اگه خبر مهمی بشه مینیویسیم فعلا (بهتر بگم خوشبختانه چون تجربه نشون داده هر اتفاقی افتاده بد بوده نه خوب!) خبری نیست.
* یه اعتراض هم از طرف یکی از بچه ها: کسی نیست بگه چرا سایت دانشکده هنوز نمره های ترم دی سال پیش رو گذاشته و نمره های ترم 2 (خرداد ) رو تو سایت نمیذاره؟ -اینم حرفیه!-
طبق درخواست آقا مهدي قول داده بودم در مورد اهداف گروه وبلاگنويسان محيط زيستي كه چند هفته است كه راه افتاده توضيح بدم.
فعلا تنها هدف دور هم جمع كردن وبلاگنويسان محيط زيستيه. ببينيد ، ما تا نتونيم با هم باشيم نميتونيم براي كارهاي بزرگ برنامه ريزي كنيم. تو پست اول كه در مورد گروه نوشته بودم 30 مرداد رو مثال زدم. با اينكه اسم وبلاگي كه اين حركت رو طرح ريزي كرد يادم نيست ولي يادمه كه تو همه ي وبلاگها كامنت گذاشته بود اگه اين گروه هر چي زودتر قوي بشه اونوقت ديگه هيچ كودوم از ما لازم نيست انقدر وقت صرف كنيم.
بد ميگم بگو بد ميگي!
بايد به اين نكته توجه كنيم تا اطلاعات وجود نداشته باشه برنامه ريزي هم معنا نداره!
يا همين مقاله ي جديد جناب درويش كه گفت 6000 وبلاگ از محيط زيست مينويسن! فكر ش بكنيد 6000 نفر چه كارا كه نميتونن بكنن! پس بيايد با هم يكي بشيم تا بتونيم راهت تر براي كارهاي بزرگ برنامه ريزي كنيم.
هر كدوم از دوستان كه به عضويت در گروه وبلاگنويسان علاقمندند تو قسمت كامنتها اي ميلشون (ترجيحا جي ميل) رو بذارن تا واسشون دعوتنامه بفرستم.
------------------------------------------
درحاشیه:
حتما این پست سرباز زمین رو بخونید:2 خبر ناگوار
تو اين چند هفته انقدر شرايط خاص پيش اومد كه خيلي از برنامه ها مونو بهم ريخت و بعضا نابود كرد. وبلاگ هفته ايي 1 بار آپ ميشد و خلاصه كلي خبرهاي جورواجور اتفاق افتاد كه نتونستم بنويسم ولي مثل اين برنامه ي 7روز كه جمعه ها تو تلويزيون نشون ميده و خلاصه ي اخبار هفته رو ميگه حالا من هم 15 روز ميسازم!
* از نظر من مهمترين خبر انتقال گوزن زرد بعد از فكر كنم 46 سال به زيستگاه اصليش بود.وقتي با يكي از بچه هاي دانشكده در جشن روز يوز آسيايي شركت كرديم خيلي مشتاق بوديم كه با مهندس ضيايي ملاقات داشته باشيم ولي وقتي فهميديم كه تشريف نميارن و براي انتقال گوزنها به اروميه رفتن نميدونستيم ناراحت بشيم يا خوشحال! چون از طرفي شانس ملاقات با مهندس ضيايي رو از دست داده بوديم و از طرف ديگه از اينكه گوزنها بعداز اينكه 46 سال پيش تقريبا بطور كامل منقرض شده بودند و حالا از وضعيت بحراني خارج شده بودن خوشحال بوديم.در مورد جشن هم دوستان به اندازه ي كافي توضيح دادن و من ديگه نمينويسم.
ميتونيد مقاله ي گرگ خاكستري رو در اين مورد بخونيد.
* خبر بعدي اينكه خانم جوادي آقاي زارع مايوان معروف رو به رياست دانشكده انتخاب كردن.
* آقا ساسان ، مشاور مجازي وبلاگ!(يه چيزي تو مايه هاي همون شنگول خان معروف ولي از نوعه با تربيت و مفيدش!) بعد از حدود 2 ماه غيبت سر و كلش پيدا شد خدا بخير كنه!
* و اينكه گروه آپاچي ها(!) خواسته بود يه راه براي ارتباط مون بگم همين قسمت نظرات و ايميل من فكر كنم كافي باشه تا بتونم بهتون كمك كنم.
ايميل من: Morteza.mirzaei000@gmail.com
* آقا مهدي عزيز هم خواسته بودن در مورد اهداف گروه وبلاگنويسان هم توضيح بدم كه قول ميدم اگه خدا بخواد تا فردا بنويسم. و ممنون از تمام دوستاني كه در گروه وبلاگنويسان محيط زيستي عضو شدن.
در ضمن از همه دوستان سبزم كه فوت عليرضا رو تسليت گفتن تشكر ميكنم و اميد وارم در تمام مراحل زندگيه سبزشون موفق باشن.
با تشكرمرتضي
اجتماع دوشنبه 5 شهريور با تمام قشنگيها و زشتيها هاش برگزار شد.ولي از قديم گفتن راز پيروزي در تجربيات گذشته نهفته. اگه ما به اتفاقاتي كه در اين روز افتاد خوب فكر كنيم ميتونيم در آينده موفق باشيم.
از اونجائيكه شركت در اين حركت، كاملا فردي و خود جوش خوشبختانه به قول انگليسي ها Wet Blanket يا پتوي خيس(همون آدم ضد حال خودمون، با اينكه از انگليسي ها اصلا خوشم نمياد ولي پتوي خيس رو به ضدحال ترجيح ميدم!) توي اين تجمع نداشتيم.
وقتي شور اين بچه ها رو كه بدون هيچ ترسي و فقط بخاطر حفظ محيط زيست كشورشون اومده بودن رو ميديدم و اينكه چه جوري كنار هم كار ميكنن و با هم همراهن خوشحال شدم و وقتي بي نظمي صف رو ميديم كه 50 نفر تو صف اعتراض وايسادن و 60 نفر دارن عكس ميگيرن ! ، ناراحت شدم.
وقتي يه خانوم مسن اي رو ديدم كه با چه شوقي در كنار بچه ها وايساده و پلاكارد دستش گرفته خوشحال شدم و از اينكه از بچه هاي دانشكده ي خودمون كه كوه ادعا هستن بجز خودم فقط 1 نفر اومده ناراحت شدم.
وقتي ديدم بچه ها توي يه صف و بطور منظم قرار داشتن و به قول خودمون خيلي با كلاس اعتراض ميكردن رو ديدم خوشحال شدم و از اينكه يه گروه واحدي نبود كه تصميم بگيره ناراحت شدم.
و خيلي چيزهاي ديگه.....
شايد اگه اين چيزها ي بد اتفاق نمي افتاد اين اجتماع خيلي قشنگتر و بهتر بازتاب و تأثير داشت. البته به نظر من به اندازه ي كافي تأثير خودش رو داشت حداقل تأثيرش اين بود كه بعضيها يادشون اومد كه كجا نشستن و وضيف اشون چيه.اينو فهميدن كه هنوز جوونهايي وجود دارن كه از شهرستانهاي خودشون بخاطر اينكه نشون بدن براي محيط زيستشون ارزش قائل هستن حاضرن تا تهران بيان و ....
وقتي تو اين 3 هفته كه كامپيوتر نداشتم و نتونستم در مورد 2 شنبه بنويسيم به راه حل اين مشكلها فكر ميكردم، ياد پيشنهاد مدير وبلاگ ماندانا اين رد افتادم كه گفته بود براي نزديك شدن وبلاگ ها بهم يه گروه راه بندازيم.ببينيد تجربه 30 مرداد به ما نشون داد كه چقدر اين گروه لازمه فكرشو بكنيد اون شخصي كه اين برنامه رو چيد توي چند تا وبلاگ كامنت گذاشت، اگه ما اين گروه رو داشتيم شايد با يه ميل به گروه مشكل حل بود يا اينكه 2 شنبه اين همه آدم اومدن عكس گرفتن، خواب حق داشتن من هم چند تا گرفتم ولي من ميگم اگه ما يه گروه داشتيم و يه نفر مسئول عكس گرفتن ميشد و عكسها رو براي همه ميل ميكرد ديگه اين بي نظمي ها در صف نبود.حتي ميتونست اسم گروه رو زير همه ي عكس ها بزنه.شايد اطلاع رساني قويتر ميشد و تعداد بيشتري ميومدن و حداقل يه نماينده داشتيم كه با آقاي نجفي بره بالا و كارها رو پيگيري كنه.يا شايد به اون ان.جي.او هايي كه شلوغ كردن، اجازه داده نميشد كه خيلي راحت اون كارهاي كه به نظر من دور از فرهنگ يه معترض واقعي كه براي گرفتن جواب اومده انه، انجام بدن.جالب اينجا بود كه چند گروه زماني كه آقاي نجفي صحبت ميكردن بيرون از جمع جلسه گرفته بودن و جدا از هم تصميم ميگيرفتن يه گروه وبلاگ نويسا و يه گروه ان.جي.او ها بابا! از قديم گفتن آشپز كه 2 تا شد اعتراض خراب شد!
به نظر من دليل اينكه اين طرح گروه مشترك موفق نبود اينه كه يه نفر تا نفعي براي خودش نبينه وارد اين گروه نميشه. حالا ما اگه بتونيم وبلاگهاي پربيننده و فعال محيط زيست مثله:ديده بان محيط زيست ايران،مهار بيابان زايي،ديده بان كوهستان،براي طبيعت،گرگ خاكستري،دوستدار حيوانات،طراحي با طبيعت،دور روزگاران، همنهاد يا خود وبلاگ ماندانا اين رد و خيلي ديگه از دوستان عزيز كه الان ذهنم ياري نميكنه كه اسم وبلاگ هاشون رو بنويسم رو با خودمون همراه كنيم و تو اين گروه عضو كنيم و بعد براي گروه اين قانون رو بذاريم كه اعضاي گروه فقط بايد ديگر اعضاي گروه رو لينك كنن و حداكثر مثلا 5 لينك غير از اعضا ميتونن تو وبلاگشون داشته باشن ديگه همه براي لينك دادن اين وبلاگ هاي پر بيننده هم شده عضو گروه ميشن و كم كم تعداد اعضا فوق العاده زياد ميشه در ضمن رييس گروه بايد به وبلاگهايي كه تازه عضو شدن سر بزنه تا مطمئن بشه كه قوانين رعايت شده. واقعا به نفع همست كه اين گروه هر چه سريعتر راه بيفته.
--------------------------------
در حاشيه:
بعد از حدود 3 هفته كه از مصدوميت شديد كامپيوترم از ناحيه ي مين برد ميگذره بالاخره پس از يك عمل جراحي طولاني روي مين بردم ،حالا وبلاگم كاملا آمادست كه توي تركيب اصلي جديدترين خبرهاي گرين بلاگ قرار بگيره! من به هوادارام قول ميدم اين فصل آقاي گل ليگ من باشم در ضمن الان ميگم 2 گل هم براي استقلال كنار گذاشتم!
بازگشت خودم رو به تركيب وبلاگ نويسها به خودم تبريك ميگم!
تا این لحظه وبلاگهای زیر آمادگی خود را برای عضویت در گروه اعلام کرده اند:
دانشجویان محیط زیست کرج- ماندانا این رد - دوستداران حیوانات و محیط زیست و طراحی با طبیعت - فصل سبز - پرندگان ایران - دیده بان محیط زیست ایران - گربه ی ایرانی - روایت
شما هم همکنون آمادگی خود را اعلام کنید.
سلام خدمت شما دوستداران محیط زیست : تصاویر و اخبار اعتراض دوستداران محیط زیست در پارک پردیسان به جنایت بختگان توسط مدیریت وبلاگ(آقای پور میرزایی) اماده انعکاس است ولی بدلیل مشکلاتی که برای ایشان پیش امده فعلانمی توانیم انها را در وبلاگ قرار دهیم. ولی ما با تمام انرژی سعی می کنیم تاروز دوشنبه انها را دروبلاگ قرار دهیم.(ولی خودمونیم هم تصاویر و هم مطالب خیلی داغه)
با تشکر خبرنگار وبلاگ :بابک بهمن خواه
امواج دریا لاشه ی یک لاکپشت نادر از گونه ی سبز را به سواحل ماسه ای بوشهر آورد.
کارشناس بخش اکولوژی پزوهشکده میگو کشور مستقر در بوشهر گفت: این لاکپشت با 150 سانتی متر طول، 99 سانتی متر عرض و 180 کیلوگرم وزن بر اثر برخورد با شناور های صیادی تلف و با جریان آب به ساحل رانده شده است.
محسن زادخعمر تقریبی این لاکپشت را 100 سال اعلام کرده و افزود گونه لاکپشت سبز از سوی اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت یکی از آبزیان در معرض خطر انقراض معرفی شده است.
وی اضهار داشت: آلودگی سواحل ، شکار غیر مجاز ، برداشت تخم ها و برخورد با شناورها از مهمترین عوامل تهدید کننده این گونه لاکپشت نادر است. جزایر خارک، خارگو، نخیلو، تهمادون وامالگو از مهمترین زیستگاه های این گونه لاکپشت در استان بوشهر به شمار می رود.
از 8 گونه لاکپشت شناسایی شده در جهان، 4 گونه ی آن شامل نک عقابی، سبز، قرمز و چرمی در جزایر یاد شده زندگی می کنند.